مشخصات فردی و زندگینامه
نام:محمدجواد
نام خانوادگی:حجتی
شهرت:حجتی کرمانی
نخصص ها:فقه و اصول

زندگی نامه

استاد محمدجواد حجتی کرمانی فرزند ارشد مرحوم حجه‌الاسلام والمسلمین حاج میرزا عبدالحسین حجتی کرمانی روحانی و زاهد معروف کرمان است.
* وی در سال 1311 در کرمان متولد شد و تحصیلات مقدماتی را در کرمان گذراند.
* در سال 1330 به قم عزیمت کرد و تا سال 1336 در محضر مرحوم آیت‌ا... العظمی بروجردی(ره) حضرت امام خمینی(ره)، استاد علامه طباطبائی(ره) و آیت‌ا... منتظری به تحصیل فقه، اصول و فلسفه پرداخت و از همان آغاز با مجاهد شهید حضرت سیدمجتبی نواب صفوی(ره) آشنا شد و از افکار انقلابی وی الهام گرفت و بدان وفادار ماند.
* در سال ١٣3٢ پس از قتل ناجوانمردانه‌ای که به دست عمال ساواک در کرمان صورت گرفت و به دنبال سخنرانی‌های اعتراض‌آمیز و تند او و طرح تبعید او، به قم رفت و همراه فرمان امام راحل و پیام آن فقید بزرگوار به مردم کرمان به این شهر بازگشت.
* در بهمن ماه 1343، پس از ترور منصور به دست شهید پرافتخار محمد بخارایی، در رابطه با سخنرانی در مسجد جامع تهران به زندان رفت و پس از حدود 3 ماه از زندان ازاد شد.
* در آبانماه 1344 به خاطر عضویت در حزب مسلح ملل اسلامی در یک گروه 55 نفری در حالی که تنها روحانی گروه بود دستگیر و محاکمه و به ١٠ سال زندان محکوم شد.
* در شهریور ماه 1354 از زندان آزاد شد.
* در آذر ماه 1356 پس از سخنرانی در چهلم مرحوم آیت‌ا... حاج سیدمصطفی خمینی(ره) در مسجد اعظم قم، در کرمان دستگیر و به شهرستان ایرانشهر تبعید شد و تا نخستین روزهای سال ١٣٥٧ در معیت حضرت آیه‌اللـه خامنه‌ای در این شهرستان سر برد.
* در فروردین 1357 تبعیدگاه او از ایرانشهر به سنندج تغییر یافت و تا شهریور ماه همان سال در سنندج تبعید بود.
* در شهریور ماه 1357 در هنگام تغییر محل تبعید از سنندج به جیرفت، در تهران دستگیر شد و کمتر از دو ماه را در زندان گذراند.
* در آبان ماه 1357 از زندان آزاد شد و به محل تبعید خود به جیرفت رفت و دوران کوتاه پایان تبعید خود را در جیرفت گذراند.
* در آذرماه 1357 در اوج مبارزات ضد رژیم مردم ایران و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی از تبعیدگاه خود به کرمان رفت و در مبارزات مردم شرکت جست و در مراحل پیروزی انقلاب به انجام وظیفه اشتغال ورزید.
برخی از سمتها و مسئولیتهای محمدجواد حجتی کرمانی از آغاز انقلاب اسلامی تاکنون
ـ امامت جمعه کرمان (1359-1357)
ـ نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی (1358(
ـ نمایندگی دورهﻹ اول مجلس شورای اسلامی (1363-1359)
ـ مشاورت فرهنگی مقام محترم ریاست جمهوری (حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای) (1368-1363)
ـ نمایندگی مجلس خبرگان رهبری دوم از کرمان (1377-1369)
ـ مشاورت فرهنگی وزارت امور خارجه (1377-1368)
ـ عضو هیأت علمی و هیأت امنای دائره‌المعارف بزرگ اسلامی (1377-1368)
ـ ریاست هیأت امنای بنیاد فرهنگ و اندیشه معاصر (77-1376)

آثار و تألیفات
محمدجواد حجتی کرمانی دارای آثار و تألیفات چاپ نشده بسیار است، اما برخی از آثار ایشان که تاکنون به چاپ رسیده است به قرار زیر است:
ـ مقالات بی‌شمار اجتماعی، سیاسی، مذهبی و علمی در جراید و مجلات کشور به خصوص روزنامه کثیرالانتشار اطلاعات (در چند سال اخیر مقالات کوتاه و گویای او خواننده فراوان داشته و دارد).
ـ سه جلد ترجمه فارسی تفسیر شریف المیزان تألیف استاد علامه طباطبائی (ره(
ـ جلوه مسیح
ـ اسرار سقیفه (ترجمه السقیفه استاد فقید محمدرضا المظفر صاحب منطق و اصول مظفر)
ـ مرزهای ایدئولوژیک
ـ حسین بن علی(ع) حماسهﻹ تاریخ
ـ روابط اجتماعی در اسلام
ـ و غیره
دیدگاههای سیاسی و اجتماعی
محمدجواد حجتی کرمانی دیدگاههای اصولی خود را در مجلس خبرگان قانون اساسی به صراحت ابراز داشته است. از آن جمله وی در مورد ولایت فقیه گفته است:
ولایت فقیه
ـ ولایت فقیه بهترین اصل قانون اساسی است که شما به بدترین نوع از آن دفاع می‌کنید.
ـ ولایت فقیه روح جمهوری اسلامی است و تنها با این اصل، جمهوری اسلامی در میان تودهﻹ مشروعیت می‌یابد، ولی سخن در شکل اجرای آن است.
مجلس خبرگان قانون اساسی ـ 1359
روحانیت و مردم
ـ روحانیون صداقت دارند؛ ولی برای کارهای اجرایی کارآیی کافی ندارند.
ـ کار اصلی و مهم روحانیون بایستی تعیین دقیق و همه جانبه ایدئولوژی اسلامی باشد که جوانان تشنه حقیقت را سیراب کند.
ـ این مردمند که باید با تشخیص خود رئیس جمهوری را انتخاب کنند. ما نباید به جای مردم فکر کنیم.
ـ مردم نشان دادند در عین اطمینان به روحانیون، خودشان تصمیم می‌گیرند.
ـ اتتخابات ریاست جمهوری نقطه عطفی است که روحانیون یک بازشناخت از جامعه و یک بازشناخت از خود کنند (مصاحبه رادیو تلویزیونی سال 1359)
استعمار فرهنگی
ـ استعمار فرهنگی مقدم بر استعمار سیاسی، اقتصادی و نظامی است. برای مبارزه با استعمار باید به خویشتن خویش به خویستن ایرانی و اسلامی خویش بازگردیم.
دیدگاههای کلی
وی در طول تاریخ انقلاب پیوسته با سخنرانی، مصاحبه و نگارش مقالات خود مدافع وحدت نیروهای انقلابی و مخالف هرگونه نزاع و خصومت میان آنان بوده و هست. او همچنین در برخورد با دشمنان داخلی و خارجی با قرائت ویژه‌ای از کتاب و سنت بر آن بوده و هست که رسالت جهانی اسلام برای مقابله با دشمن دارای یک خلاء تئوریک و عملی است که آن عبارت است از فقدان «قول لین»، «دعوت به حکمت و موعظه حسنه» و «جداله بالتی هی احسن»